کد خبر: 1493 | زمان مخابره: ۱۴:۰۲:۳۱ - جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ | بدون نظر | خبرنگار: نویسنده |

ابد و یک روز

ابد و یک روز
سمیرانیک نوروزی

ابد و یک روز، فیلمی بدون تعلیق، بدون پایان باز و بدون ایجاد فرم‌های عجیب و روایت‌های غریب داستان خود را می‌گوید و از ساختار کلاسیک روایت و داستان‌پردازی سود می‌جوید.
بیننده پیش از آن‌که محسن(نوید محمدزاده) را ببیند، او را می‌شناسد. افراد در غیاب او به صحبت درباره‌ی شخصیتش می‌پردازند. به اتاقش که قلمرو شخصی اوست می‌روند و با حرف زدن پیرامون او، بیننده را با تمام زوایای شخصیتی، حرفه، علایق او آشنا می‌کنند. و در نهایت، پس از معرفی کامل، عکس او را بر دیوار نمایش داده می‌شود. این تنها محسن نیست که به این شیوه معرفی می‌شود. بلکه مادر خانواده نیز، پیش از شروع نقشش، از خلال گفت‌وگوهای دو خواهر به بیننده معرفی می‌شود و مشخص می‌شود که یکی از ویژگی‌های او، عادت به جمع کردن هر چیز دور ریختنی و بی‌مصرف است. عادتی بیمارگونه که می‌تواند نوعی اعتیاد محسوب شود.
در ابد و یک روز، مادر خانواده یک قدیس، منجی و فداکار نیست. بلکه شخصیتی رئالیستی است که اگر فداکاری هم داشته باشد از نوع پنهان‌ کردن مواد مخدر برای روز مبادا است. اتفاقی که شاید بیش از فداکاری مادرانه، متاثر از همان اعتیاد او به نگهداری هر چیزی برای روز مباداست. البته رفتار‌های اعتیاد گونه و افراطی تقریبا در بیشتر کارکترهای فیلم دیده می‌شود. اعتیاد به دوش گرفتن در خواهر کوچک‌تر، اعتیاد به سیگار در برادر بزرگ‌تر، اعتیاد به مواد مخدر در محسن.
مادر بنا به کهولت سن و بیماری که دارد برای انجام هر کاری به سمیه وابسته‌ است. این وابستگی بیمارگونه به سمیه را نه‌تنها مادر بلکه لیلا خواهر او نیز با وجود سلامت تن اوامری دارد که سمیه برایش انجام می‌دهد. و یا مرتضی به دنیال هر چه می‌گردد آن را از سمیه می‌خواهد. حتی وسایل شخصی‌اش از جمه ریش‌تراش. و همچنین محسن.
در این فیلم تمام شخصیت‌ها در خرده داستان‌ها یا داستان‌های شخصی خود قهرمان‌هایی بدون بار معنایی مثبت هستند. این البته به معنای ضد قهرمان بودن آنان نیست. بلکه در ابد و یک روز نوعی آشنایی‌زدایی از این واژه صورت گرفته است. مثلا اعظم در داستان شخصی خود با پول دیه شوهورش و جدا از خانواده زندگی می‌کند. توانایی خرید یک خودرو و یا سفرهای تفریحی را نیز دارد ۲۰۶ اقساط را دارد اما در طول فیلم، نشانه‌ای از کمک مالی او به خانواده دیده نمی‌شود. البته اگر بخواهد کمک کند، کدام یک مستحق‌ترند؟ در آخر آیا چیزی برای خودش می‌ماند؟
مرتضی، معتادی ترک کرده است که تا جایی که بتواند از خانواده‌اش برای رسیدن به مقاصد خود بهره می‌برد. او همانند قابیل اساطیر، دست به حذف برادر می‌زند و خواهرش را بنا به سنت افغان‌ها با شیربهایی میلیونی شوهر می‌دهد اما سعی می‌کند القا کند که هدفش تنها آسایش و راحتی خواهر است و هیچ منفعتی از این وصلت نمی‌برد!
محسن معتادی که همانند قهرمان‌ها تلاش می‌کند خواهرش را از رفتن به کشوری ناامن و ازدواج با کسی که نمی‌شناسد، بازدارد. اما راهکار او برای پس دادن پول شیربها، انجام خلافِ سنگین است.
سمیه، بین تصمیم ماندن و ترک خانه‌ی‌ بدبختی‌ها باید یکی را انتخاب کند. او از برانگیختن حس ترحم سایرین در هر دو انتخاب لذت می‌برد.
نوید، فرزند کوچک و نابغه خانواده است که برادرش را به مأموران انتظامی لو نمی‌دهد ولی خواهرزاده‌‌ی نوجوان و شرورش را نزد خانواده لو می‌دهد.
لیلا، خواهر بزرگتر سمیه، افسردگی و وسواس پاکیزگی دارد اما برای داشتن درآمد از گربه‌ها نگهداری می‌کند.
شهناز، درگیر گرفتن دیه و زدن آن به زخم زندگی.
در ابد و یک روز از اغلب کارکترها آشنایی‌زدایی صورت می‌گیرد. در ابتدا تصوری از شخصیت در ذهن بیننده ساخته می‌شود اما خود کارکتر با رفتاری آن‌را از بین می‌برد. اگرچه برچسب منفی نمی‌توان به آنها زد اما می‌توان آن‌ها را منفعت‌طلب تلقی کرد. موقعیت‌هایی که خلق می‌شود و درگیری‌های پیش آمده، منفعت طلبی شخصیت‌ها را نشان می‌دهد اما به راحتی هم نمی‌توان گفت حق با کدام طرف است.
دیه یا ارزش ریالی آدم‌ها در این فیلم از خود واقعی آنها بهای بیشتری دارد. در دیالوگی مرتضی رو به مادر درباره‌ محسن می‌گوید: «نفرین کردن هم بلد نیستی… بگو بره زیر ماشین بلکه دیه‌‌شُ بگیریم!» آدم‌های این فیلم با پتانسیل مالی و آوردهِ پولی در نظر خانواده سنجیده می‌شوند. مثلا مبلغ دیه صورت میلاد، نوه خانواده و یا مبلغی که بابت ازدواج سمیه از سوی مرد افغان پرداخت می‌شود. مواد مخدری که مادر پنهان می‌کند.
پیش از این به ساختار کلاسیک روایت اشاره کردیم. روایت با خبرآوری آن‌که بیرون از خانه است ادامه پیدا می‌کند. مثلا نوید و خبر آوردن از محسن. و یا خبر بردن از داخل خانه به خانه دیگر، رفتن به خانه شهناز و ماجرای نوه خانواده. در اغلب موقعیت های خلق شده مشاجره‌ای بین افراد وجود دارد. آنقدر که گویی گفتگوی خانواده با هم بر محور مشاجره می‌چرخد. که البته برای اهالی خانواده آشناست. به طور کلی هر اتفاقی که در این خانه می‌افتد برای اهالی آشناست. از گرفتن چاه توالت تا نگرانی از ورود ماموران به خانه. در مجموع، هر چیز غیرعادی در این خانه عادی به نظر می‌رسد. اما هیچ چیز پررنگ‌تر از موارد دیگر به چشم نمی‌خورد و بستر این عادی سازی در تمام فیلم رعایت شده و به آن فکر شده است. وقتی درباره ازدواج سمیه با مردی افغان که وضع مالی مناسبی دارد صحبت می‌شود، خواهرها و محسن از این ازدواج استقبال نمی‌کنند. موضوع قومیتی در این‌جا به عنوان یک برچسب خوب یا بد ارزش‌گذاری نمی‌شود.و اصلا فیلم درگیر بحث قومیتی نمی‌شود. بلکه واقعیت موجود جامعه را که بیننده نیز با آن آشنا است، بیان می‌کند. جامعه‌ای که فارغ از فضای فیلم، این نوع ازدواج را پست می‌داند.
سعید روستایی در این فیلم نگاه جزئی‌گرا به هر چیز دارد. تمامی اجسام و دکور آن‌قدر درونی است که انگار سال‌هاست از آن این خانواده بوده است. در تمامی سکانس‌ها به جز دیالوگ‌ها، رفتار، وسایل موجود و حتی نگاه و حرکات دیگر بازیگرانی که در محور فلیم‌ نیستند نیز برای کارگردان مهم است. در یکی از مشاجره‌های فیلم، لیلا که در کمد دیواری خوابیده است و نقشی در سکانس ندارد، پتویش را برمی‌دارد و با سردرد همیشگی‌اش از اتاق بیرون می‌رود. این حرکت بسیار فرعی، کم‌رنگ و بدون اینکه دوربین روی او و رفتنش تمرکز کند، اتفاق می‌افتد اما تردیدی نیست که این دست بازی‌ها با زیرکی توسط کارگردان طراحی شده است.
سعید روستایی در این فیلم تبحر خود را در دهه سوم زندگی به رخ سینمای ایران می‌کشد. او تمام دانسته‌های خود را از سینما در داستانی عینی به بیننده نشان می‌دهد. اما باید این را بداند که وقتی گام نخست حرفه‌ای خود را چنین محکم برداشته است، راه را برای خودش دشوار کرده و انتظار ما را برای دیدن فیلم بعدی خود بالا برده است.

این نقد در روزنامه سینما به چاپ رسیده است و با اجازه نویسنده آن در سایت باز نشر گردیده است






:: سیاست

    بررسی روند تاریخی تحول دو حزب جمهوریخواه و دمکرات آمریکا

    انتخابات امریکا، هیلاری یا ترامپ؟ باراک اوباما چهل و چهارمین رئیس جمهور امریکا در روزهای آینده، کاخ سفید را ترک گفته و مقدمات ورود جانشین خود به این بنای تاریخی را مهیا می‏کند. سیستم دو حزبی ایالات متحده‎‏ی امریکا در دو سده‏ی اخیر موجب شده که به جز چند رئیس حکومت اولیه در تاریخ این […]

    دموکراسی مناسب برای خاورميانه؟

    / اجه تملکوران / / درباره‌ی کتاب «سقوط مدل ترکیه: چه‌گونه خیزش‌های عربی، لیبرالیسم اسلامی را به نابودی کشاند»، اثر جیهان توگال / اگر بر اساس کتاب جیهان توگال،[۱] یک تریلر سیاسی ساخته می‌شد، سکانس آغازین آن به‌احتمال زیاد چیزی شبیه این می‌بود: جورج بوش در زمینه‌ای از نمای پل بسفر، در سخنرانی خود در […]

:: اقتصاد

    رشد اقتصادی، کیشی درحال نابودی

    جین گادری رشد اقتصادی درحالی مسئله کشورهای درحال توسعه می گردد، که مانعی درراه رسیدن به هدف های زیست محیطی است. ضروری است که راه های دیگری برای پیشرفت های انسان یافت شود. توضیح های متعددی برای «گرایش کاهشی نرخ رشد (۱)»ی که از چند دهه پیش درکشورهای ثروتمند، و اخیرا درکشورهای نوظهور دیده شده، […]

    سرمایهٔ انحصاری – اثر پاول بارِن و پاول سوییزی

    جان بلمی فاستر ا. مانا • در خلالِ پنجاه سال گذشته تجزیه و تحلیلی که بارِن و سوییزی آغاز نمودند نقشی مرکزی، در درکِ تحولاتِ پیچیده و متضادِ نظمِ اقتصادی و اجتماعی تا به امروز را، بازی نموده است. هرچند برای آنان همچون مارکس مسئله نه فقط درک سادهٔ دنیا، که تغییر آن بود. نگرش […]

:: اجتماعی

    هويت ايراني به سه روايت

    هويت ايرانى، مانند هر پديده ديگر اجتماعى، به روايت‏هاى گوناگون به تصوير آمده است. در اين ميان، سه روايت عمده در پاسخ به اين سئوال كه «منشأ پيدايش ملت‏ها چيست و به چه دورانى باز مى‏گردد؟» تدوين شده است كه به ترتيب زمانى روايت «ملت‏پرستانه»، روايت «مُدرن و پُست‏مُدرن» و روايت «تاريخى‏نگر» است. روايت نخست، […]

    شورش زنان جوان با کمک رمان‌های عاشقانه نویسندگان زن در نیجریه

    نویسنده:مایکل فاول کانو، نیجریه- در میان سبزیجات، قوری‌های پلاستیکی و پارچه‌های کارشده با دست، نشانه‌هایی از یک انقلاب فمینیستی لانه کرده است. ردیف‌هایی از کتاب‌هایی با چاپ بسیار ضعیف از نویسندگان زن که به شدت در مقابل سنت‌های خشک مذهبی همانند ازدواج در سنین کودکی و طلاق‌های نابهنگام ایستادگی می‌کند. این‌ها جوانه‌هایی از جنبش ادبی […]

:: نشریات