کد خبر: 1757 | زمان مخابره: ۹:۰۵:۲۷ - شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۵ | 1 نظر | خبرنگار: نویسنده |

چه بر سر انقلاب های عربی آمده است ؟

آلن گرش

چند سال پيش، در ميان شگفتي همگاني، هم در ميان روشنفکران عرب گرفتار در برج عاج خود، و هم در ميان کارشناسان غربي که در مورد بي عملي توده هاي عرب اظهار فضل کرده و ادعا داشتند که آنان از آرمان دگرگوني و دموکراسي بهرهء چنداني نبرده اند،
مردم مصر به دنبال خلق تونس به خيابان ها ريختند و در مدت پانزده روز، ديکتاتوري به ظاهر تزلزل ناپذيري را از هم پاشيدند.
ويژگي مسالمت آميز اين دگرگوني ها، جهان را به تحير واداشت، که هرچند با کشتارهاي بزرگ روبرو نبود، اما قربانيان بسياري داد.

سه سال بعد، از آن بدبيني و نوميدي همه جا را گرفت، بسياري از روشنفکران عرب و شماري از کارشناسان اروپائي و آمريکائي از «زمستان اسلام گرائي» و پسگَرد توده‌ها سخن مي گفتند.
براي مثال در مصر، گروهي به طور بسيار جدي طرح مي کردند که آيا بايد به بيسوادان حق راي داد؟ برخي از «توطئهء غربي» سخن گفته و تغييرات در جهان عرب را غير ممکن مي دانند(١).

با نگاهي به گذشته، چگونه مي توان رويدادهاي تونس(٢)و مصر(٣)را تحليل کرد؟ آيا انقلاب بودند؟
سقوط آسان بن علي و مبارک همه را دچار توهم کرد.

به اين معني که آيا سقوط آنان، مرحلهء نخست بود. حتي مي توان افزود که اگر اين دو رئيس جمهور چنان راحت سقوط کردند، به اين دليل بود که … رژيم ها سر جايشان ماندند.

به عبارت ديگر، بخش اساسي طبقهء حاکم در مصر و در تونس متوجه شدند که مي توانند دو «رئيس» را فدا کنند بدون اين که امتيازات شان را به خطر بياندازند.

ثروت هاي کلان و بازرگانانِ اغلب فاسد، «دولت سنگين پاي»، بوروکراسي وابسته به طبقات بالا، همه به اين نتيجه رسيدند که بهتر است براي حفظ پول هاي مفت شان، سقوط ديکتاتورهاي مزاحم را بپذيرند تا از انقلابي گسترده تر پيشگيري کنند.

اين نکته ما را به تعمق بر روي شرايط اين دو کشور و نيز سوريه(٤)دعوت مي کند.

در سوريه، بشار اسد موفق شد، بخش اساسي طبقهء حاکم را قانع
کند که سقوط وي، نه فقط موجب از دست رفتن امتيازات آن ها خواهد شد، بلکه همچنين نابودي آن ها را نيز به دنبال خواهد داشت.

به کدام دليل، در موقعيتي که بن علي و مبارک شکست خوردند، اسد توانست موفق شود؟
عوامل چندي در اين زمينه دخالت داشتند. ابتدا، ارادهء سنگدلانهء
حاکميت که پس از ترديد هائي چند، حول رئيس شان انسجام يافتند .

اما، نظامي شدن قيام، ورود جنگجويان جهادي بيگانه، ناتواني اپوزيسيون
(مخالفان) در ارائهء «تضميني» به اقليت‌ها و بخشي از نخبگان، سیاستهای
اسد را ممکن ساخت و به او امکان داد که لباس «مبارزه با جهاديست ها» را بر تن کند.

در کشور رود نيل، سرنگوني مبارک نشانهء نابودي دولت پيشين نبود.
دگرگوني عميق اين دولت، و در مرحلهء نخست، وزارت کشور، پاسخ
مثبت به آزمان هاي عدالت اجتماعي مردم (به ياد بياوريم نقش اعتصاب
هاي کارگري در هر دو کشور تونس و مصر را)، نياز به استراتژي کوتاه و ميان مدت داشت.

در حالي که، نه فقط نيروهاي مخالف از ارائهء برنامه اي واقع بينانه عاجز بودند – فراتر از استمداد از جاذبهء مدل ناصري در مصر که تحقق آن در آن
شرايط غير ممکن بود (در هر حال، هيچکدام از نيروهاي موجود توضيح
ندادند که چگونه در اوضاع کنوني، مي‌خواستند اين مدل را پياده کنند) -،

بلکه همچنين نتوانستند استراتژِي اي براي دگرگوني تدريجي دستگاه
دولتي ارائه دهند که در عين حال که مسئولان اصلي رژيم پيشين تصفيه مي‌گشتند، بقيه «عفو»مي‌شدند.

اين يکي از نقاط قدرت و ضعف جنبش ژانويه- فوريه٢٠١١ بود:
اين جنبش برنامه مدون نداشت.

اگر رويدادهاي جهان عرب را با انقلاب هاي بزرگ تاريخ در قرن بيستم مقايسه کنيم، بايد دقت کنيم که در جهان عرب، نه حزبي سياسي وجود داشت (که هنوز هم وجود ندارد)،
و نه ايدئولوژِي قادر به بسيج توده ها
(نظير انقلاب ١٩١٧ در روسيه يا ٧٩-١٩٧٨ در ايران) تا دستگاه دولتي
پيشين را درهم شکسته و نظام جديدي را پی‌افکند تا گذشته را پشت سر گذارد.

اين امر بديهي است. برخي از اين اوضاع متاسف اند و گروهي شادان، اما اين واقعيتي است که در سال هاي آينده تغيير نخواهد کرد.

انقلاب هاي عرب، بيشتر روندي خواهند بود با نشيب و فراز ها تا يک دگرگوني عمده با «پيش » و «بعد» از آن.

در اين فرايندها، اخوان المسلمين مصر که در تظاهرات ژانويه-فوريه ٢٠١١ شرکت داشتند، در اساس به عنوان نيروي محافظه کاري عمل
کرده که در پي سازش با رژيم قبلي بود از جمله با روساي ارتش و پليس.

اين به طنزي مي ماند که بر حسب اتفاق، وزير کشوري که خود محمد
مرسي، رئيس جمهور مخلوع منصوب کرده بود، سرکوب بي‌رحمانه عليه اخوان المسلمين را رهبري مي کند.

مرسي هنگامي که به رياست جمهوري رسيد، به رغم وعده هائي که براي کسب پيروزي در دور دوم انتخابات به نيروهاي انقلابي داده بود،
همان راه را ادامه داد، هر چند ترديدها و مسامحه هاي مخالفاني که نماينده شان جبهه نجات ملي بود، و نيز نزديکي ميان اين جبهه و
نيروهاي نظام پيشين مشوق او در اين راه بود.

سرانجام، در اثر اشتباهات و سکتاريسم (فرقه گرائي) آنان، اخوان
المسلمين حتي موفق شد تا از رژيم پيشين در نظر بسياري از مصري
ها اعاده حيثيت کند و اين کار منجر به توجيه کودتاي سوم ژوئيه از سوي اين گروه از مردم شد(٥) .

اما، به رغم حمايتي که نظاميان از آن برخوردار شدند، با وجود سرکوب (يا در اثر آن)، روشن است که دولت جديد، به عنوان ويترين حکومت
نظاميان، به سختي خواهد توانست پايهء مستحکمي براي خود بسازد.

به ويژه که ، نه در زمينهء اقتصادي و اجتماعي (، کشور براي تداوم به کمک سعودي ها و حکومت هاي خليج [فارس] متکي شد)، نه از نظر
آزادي ها (شاهد اين مدعا، زير پا گذاشتن قانون مربوط به حق تظاهرات
است که مصري ها با هزينه گزاف کسب کرده اند)، هيئت حاکمه
پاسخگوي مطالبات انقلاب ژانويه-فوريه ٢٠١١ نبود.

براساس چنين مشاهده تلخي، مي توان چنين نتيجه گرفت که آن چه در کشورهاي عربي رخ داده ، يک انقلاب نيست، بلکه حتي «توطئهء غربي» براي بي‌ثباتي منطقه است.

حال این‌که، سال ٢٠١١، نشانهء خيزش خلق‌هاي عرب در صحنه
سياسي بود، نشانهء خود‌آگاهي ژرف به اين که نظم کهن قادر به دوام نيست.

نشان از اين دارد که کشورهاي عربي نمي توانند در حاشيه جهان
بمانند، که دولت ها بايد به شهروندانشان احترام بگذارند و حقوق غير قابل انتقال آن ها را بپذيرند.

فراتر از پيشروي ها و پس رفت ها، اين دگرگوني مهمي است.

ولاديمير ايليچ لنين، در اثر مشهورش «چپ روي، بيماري کودکي کمونيسم» (١٩٢٠) مي نويسد:
«فقط هنگامي انقلاب مي‌تواند پيروز شود که “پائيني ها” ديگر نمي‌خواهند، و “بالائي ها” نمي‌توانند به سبک کُهَن زندگي کنند.»
اگر به اين معيار، دل ببنديم، شرايط جهان عرب انقلابي مانده است.




1 ديدگاه براي مطلب " چه بر سر انقلاب های عربی آمده است ؟ " ارسال شده است.

  1. مصطفی چراغی می‌گه:

    بنظرم با ادامه روند مسیر انقلاب یا اصلاح ،اگر تغییرات مثبت اثر بخش در نقاط ضعفی که قبل از انقلاب وجود داشته نمایان شود، انتخاب رشد یافته مردم انقلابی را شاهد خواهیم بود ،در غیر اینصورت هر انقلابی نتیجه ای جز تعویض پیراهنی به پیراهنی دیگر یا دسیسه ای که حتی اندک روشنفکران را به خیال تغییر تا سالها زنده نگاه خواهد داشت نیست،بنظرم هرانتخابی یا انقلابی ربط مستقیمی با تغییر دارد،نسبت تغییر روبه رشد،میزان صحت انتخاب را نشان خواهد داد،(انتخاب انقلاب ۵۷از سوی مردم ایران وتغییرات حاصله). انقلاب در هرکشوری اگراز نتیجه آگاهی توده مردم نسبت به خواسته ها و ناخواستهایشان نگذرد تقریبا به خطا رفته یا خواهد رفت،پشتوانه انقلاب های عربی در گذر فوق نهفته است که میزان این آگاهی تا چه حد است .باسه پاس



:: سیاست

    بررسی روند تاریخی تحول دو حزب جمهوریخواه و دمکرات آمریکا

    انتخابات امریکا، هیلاری یا ترامپ؟ باراک اوباما چهل و چهارمین رئیس جمهور امریکا در روزهای آینده، کاخ سفید را ترک گفته و مقدمات ورود جانشین خود به این بنای تاریخی را مهیا می‏کند. سیستم دو حزبی ایالات متحده‎‏ی امریکا در دو سده‏ی اخیر موجب شده که به جز چند رئیس حکومت اولیه در تاریخ این […]

    دموکراسی مناسب برای خاورميانه؟

    / اجه تملکوران / / درباره‌ی کتاب «سقوط مدل ترکیه: چه‌گونه خیزش‌های عربی، لیبرالیسم اسلامی را به نابودی کشاند»، اثر جیهان توگال / اگر بر اساس کتاب جیهان توگال،[۱] یک تریلر سیاسی ساخته می‌شد، سکانس آغازین آن به‌احتمال زیاد چیزی شبیه این می‌بود: جورج بوش در زمینه‌ای از نمای پل بسفر، در سخنرانی خود در […]

:: اقتصاد

    رشد اقتصادی، کیشی درحال نابودی

    جین گادری رشد اقتصادی درحالی مسئله کشورهای درحال توسعه می گردد، که مانعی درراه رسیدن به هدف های زیست محیطی است. ضروری است که راه های دیگری برای پیشرفت های انسان یافت شود. توضیح های متعددی برای «گرایش کاهشی نرخ رشد (۱)»ی که از چند دهه پیش درکشورهای ثروتمند، و اخیرا درکشورهای نوظهور دیده شده، […]

    سرمایهٔ انحصاری – اثر پاول بارِن و پاول سوییزی

    جان بلمی فاستر ا. مانا • در خلالِ پنجاه سال گذشته تجزیه و تحلیلی که بارِن و سوییزی آغاز نمودند نقشی مرکزی، در درکِ تحولاتِ پیچیده و متضادِ نظمِ اقتصادی و اجتماعی تا به امروز را، بازی نموده است. هرچند برای آنان همچون مارکس مسئله نه فقط درک سادهٔ دنیا، که تغییر آن بود. نگرش […]

:: اجتماعی

    هويت ايراني به سه روايت

    هويت ايرانى، مانند هر پديده ديگر اجتماعى، به روايت‏هاى گوناگون به تصوير آمده است. در اين ميان، سه روايت عمده در پاسخ به اين سئوال كه «منشأ پيدايش ملت‏ها چيست و به چه دورانى باز مى‏گردد؟» تدوين شده است كه به ترتيب زمانى روايت «ملت‏پرستانه»، روايت «مُدرن و پُست‏مُدرن» و روايت «تاريخى‏نگر» است. روايت نخست، […]

    شورش زنان جوان با کمک رمان‌های عاشقانه نویسندگان زن در نیجریه

    نویسنده:مایکل فاول کانو، نیجریه- در میان سبزیجات، قوری‌های پلاستیکی و پارچه‌های کارشده با دست، نشانه‌هایی از یک انقلاب فمینیستی لانه کرده است. ردیف‌هایی از کتاب‌هایی با چاپ بسیار ضعیف از نویسندگان زن که به شدت در مقابل سنت‌های خشک مذهبی همانند ازدواج در سنین کودکی و طلاق‌های نابهنگام ایستادگی می‌کند. این‌ها جوانه‌هایی از جنبش ادبی […]

:: نشریات